تبلیغات
***خلوتگاه عشق***
 
***خلوتگاه عشق***
زتمام بودنی ها تو فقط از آن من باش ღ که به غیر باتوبودن دلم آرزو ندارد
درباره وبلاگ


من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!


صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند



در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی




نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم



سال تاسیس 1394/08/15

مدیر وبلاگ : فاطمه
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگم چطوره؟؟؟؟؟؟






دوشنبه 22 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه
۷ آبان ماه مطابق با بیست و نهم اكتبر روز جهانی كوروش (سایرس دی) نام گذاری شده است كه از دیر باز پارسیان، یهودیان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامی می دارند و رعایت می كنند.






سالروز تولد کوروش کبیر

و تولد خواهر گلم رو بهش تبریک میگم



هر روز برایت رویایی باشد در دست
نه دوردست
عشقی باشد در دل
نه در سر
و دلیلی باشد برای زندگی
نه روز مره گی

 تولدت مبارک









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : فاطمه
ریز شدن تو زندگی بقیه 

باعث ریز ریز شدن زندگی خودت میشه....

وقتتو صرف خودت کن!!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 مهر 1396 :: نویسنده : فاطمه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مهر 1396 :: نویسنده : فاطمه


ای تیغ! استخاره مکن! آب دیده شو
ای تن! جریحه دار شو! ای سر! بریده شو!

یک بار همه شده بزن از سینه ام برون!
فریاد بی صدای من! انک شنیده شو

از بین دلبران به جلوت درامده
ای دل بیا و عاشق یار ندیده شو!

گر باتو دعوی غم ام المصائب است
چون تیغ منحنی حسینش، خمیده شو

خاکی اگر، به رشته تسبیح دربیا
گر قطره ای، ز آب وضویی چکیده شو

با مرگ چیزی عاید انسان نمی شود
این راه بهتر است : شهید عقیده شو!

پروانه وار در تن پیله نهان شدی
بر دست ها شهید من! این بار دیده شو

ای شعر! اگر حدیث تو مضمون چشم اوست
بیخود نگیر وقت غزل را، قصیده شو!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 31 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه
 

خدایی خدا غریبه ،خدایی خدا غریبه

غریبه ،چون که ما عاشقش نشدیم

غریبه ، بنده ی لایقش نشدیم

غریبه، رهرو صادقش نشدیم

امون ز غفلت ،امون ز تهمت

از دست ما تو غیبت ،حضرت حجت

گناه شد عادت ، غیبت عبادت

جالب اینه گذاشتیم سر خدا هم منت

هر جا ریا شد ، به اسم خدا شد

همه دكان وا كرده ایم ، حتی تو هیئت

چیا ببینه دل سیاه و

 یا رو زبون ، الهم ارزقنا شهادت

از امر به معروف ترسیدیم

حاجی و دور شیطان گردیدیم

همسایه یتیم و سیر خوابیدیم

ما به زمین خورده خندیدیم

خــــــــــدا نفــــــهمیدیم خـــــــــدا نفــــــهمیدیم

خدایی خدا غریبه خدایی خدا غریبه

غریبه،چون كه راحت گناه كردیم

غریبه، به نامحرم نگاه كردیم

غریبه، نامه فقط سیاه كردیم

فروختیم ایمان،خریده ایم نان

خاك میخوره به روی طاقچه هامون، قرآن

سحر نه حالی، نه خمس مالی

اسممونم گذاشتیم عبدشاه مردان

شیعه حرفی، آدم برفی

هنوز نمك نخورده میشكنیم نمكدان

یه پا تو محراب، یه پا لب آب

روبروی عكس شهید، عكس شهیدان

بگو خداغرق امیدم كن

بی خریدارم ، خریدم كن

پیش حسین ، رو سفیدم كن

نذر ابالفضل رشیدم كن 

خــــدا شهیدم كن خــــدا شهیدم كن 

خدایی خداغریبه خدایی خدا غریبه

غریبه، كه دوسش داریم واسه حاجت

غریبه،می پرستیمش برا جنت

غریبه ، كه به تنهایی كرده عادت

تو راه پاكی، زدیم به خاكی

چه عاشقی، چه مجنونی ،

چه سینه چاكی!!!

جای حرم كیش، جای پرچم دیش

چه ساده بر مقدسات میشه حتاكی

این بحث ناموس، كو كمی افسوس

نكشیدیم خجالت از چادر خاكی

دیگه شیطان شد ایاك نعبد

ببین خدا رو ول كردیم، 

میگردیم با كی!!

بگو خدا رحمی به حالم كن

لكه ننگم زلالم كن

عشق خودت رو مدالم كن

بكش و در علقمه چالم كن

خــــدا حلالم كن، خــــدا حلالم كن


اللهم عجل لولیک الفرج






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه





اولین قانون زندگی خوب، زندگی برای خداست.

 

اولین قانون را که اجرا کنی، به قانون دیگری نیاز نخواهی داشت.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 مرداد 1396 :: نویسنده : فاطمه
                                                                          

                             هم چون هوایی که تنفس میکنیم ،
عشق خدا هم در اطراف ما در حال گردش است ...

با لمس هر آنچه روی زمین است ،
خدا را احساس میکنم ...

در زیبایی دانه های برف که آرام بر زمین فرود می آید ،
می توان عمق خلاقیت دستان خدا را دید ...

پیش از هر چیز بر دانش خدا اعتماد کن ،
تا عظیم ترین ثروت جهان یعنی "خوشبختی" را به دست آوری ...

پروردگار سوگند به حمایت از ما خورده ،
پس در هر درد و رنج "پـنـاهـگـاهِ" ماست ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 28 مرداد 1396 :: نویسنده : فاطمه
جمله تصویر ها زیبا و مفهومی

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1396 :: نویسنده : فاطمه


بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید
دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که
اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد . . .







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 تیر 1396 :: نویسنده : فاطمه






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم...
فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی...


سؤال اول: خدا چه میخورد؟

سؤال دوم: خدا چه می پوشد؟

سؤال سوم: خدا چه کار میکند؟

وزیر از اینکه جواب سؤالها را نمیدانست ناراحت بود...
غلامی فهمیده و زیرک داشت.

وزیر به غلام گفت: 
سلطان ۳ سؤال کرده اگرجواب ندهم برکنار میشوم. 
اینکه: خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟


غلام گفت هر سه را میدانم اما دو جواب را الآن میگویم و سومی را فردا...


اما خدا چه میخورد؟ خدا غم بنده‌هایش را میخورد.

اینکه چه میپوشد؟ خدا عیب‌های بنده‌های خود را می‌پوشد.

اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.

فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند.

وزیر به دو سوال جواب داد٬ سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟ وزیر گفت: این غلام من انسان فهمیده‌ای است جوابها را او داد.

سلطان گفت: پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده...
غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.

بعد وزیر به غلام گفت: جواب سؤال سوم چه شد؟ 
غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چه کار میکند!؟ خدا در یک لحظه غلام را وزیر می‌کند و وزیر را غلام می‌کند...

 

گفتم منم اهل خطا، گفتی که بخشیدم، بیا
گفتم شکستم توبه ها، گفتی که بخشیدم، بیا 
گفتم که ای ستّار من، ای حضرت غفّار من
من بر خودم کردم جفا، گفتی که بخشیدم، بیا 
گفتم ز خوبی خالی ام، من دانه ای پوشالی ام
بنگر تهیدستم خدا، گفتی که بخشیدم، بیا 
گفتم که احوالم بد است، از بس گناهم بی حد است
بخشیده ای این بنده را؟! گفتی که بخشیدم، بیا 
گفتم که نفسم سرکش است، جایم درون آتش است 
أِغفرلنا، أِغفرلنا، گفتی که بخشیدم، بیا...
التماس دعا...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 17 تیر 1396 :: نویسنده : فاطمه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 تیر 1395 :: نویسنده : فاطمه


متن های زیبا در مورد خداوند,درد دل با خدا 

به نام  خالق ریحان و بوی خوش آن

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...





نوع مطلب :
برچسب ها : خدای من، دوستت دارم،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.


فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم






























کد ِکج شدَنِ تَصآویر

\



رویای تنهایی (وبلاک بیان )

کد چرخش عکس


دانلود آهنگ

تغییر شکل موس

سایت تکنولوژی بیگ ای تک - این وبسایت قصد دارد با بهترین مطالب و ترفند ها سطح دانش کاربران اینترنت را افزایش دهد