تبلیغات
***خلوتگاه عشق***

***خلوتگاه عشق***

زتمام بودنی ها تو فقط از آن من باش ღ که به غیر باتوبودن دلم آرزو ندارد

درباره من
من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!




سال تاسیس 1394/08/15
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :فاطمه
تاریخ: جمعه 29 مرداد 1395 21:23
سلام به همه دوستان گلم 
آقایون خانوما دوستان عزیزم بنده ی چند روزی مسافرت بودم وامروز برگشتم و عذر خواهی میکنم که نتونستم جواب شما دوستان عزیز رو بدم
به دلیل  شروع کلاسای مدرسه و کلاسای کنکور از روز دوشنبه زیاد وقت نمیکنم که بیام وبلاگ ولی سعی میکنم در هفته ی نیم ساعت بیام وب و به شما دوستان گلم سربزنم

برام دعا کنید که کنکور 96 رتبه خوبی بیارم و به هدفم برسم

دوستدار شما فاطمه



حلالم کنید



نویسنده :فاطمه
تاریخ: پنجشنبه 17 تیر 1395 16:09


متن های زیبا در مورد خداوند,درد دل با خدا 

به نام  خالق ریحان و بوی خوش آن

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...


کلمات کلیدی : خدای من ، دوستت دارم ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: سه شنبه 15 تیر 1395 22:16


نویسنده :فاطمه
تاریخ: دوشنبه 7 تیر 1395 13:06

این جا هیچکس شبیه حرفهایش نیست

این جا همیشه تر وخشک با هم میسوزند

این جا همیشه کاسه ای زیرنیم کاسه است

این جا نمیتوانی به کسی چیزی بیاموزی همه نمیدانند وبابتنمیدانم هایشان پول میگیرند

این جا بیدسایه اش را به زمین میفروشد

این جا پراز دستهایست که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب

این جا بهشت را دوست دارندولی عجیب از مرگ میترسند

این جا فقط بایدزنها پاک و باکره باشند برای اسایش خاطر مردانیکه پیش از آنها پردها دریده اند

این جا همه همدیگر رامیشناسندو یک غریبه فقط این جاست اسمش خداست

این جا شیطان از شیطان بودنش دست میکشد

این جا بی دینی نماد روشن فکریست

این جا هیچ وقت عوض نمیشود مگر...


گروه اینترنتی ایران سان


کلمات کلیدی : اینجا ، خدا ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: چهارشنبه 2 تیر 1395 13:51


پروردگارا

پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم!

رهایم نکن تا اسیر دست روزگار نگردم!

یاورم باش تا محتاج روزگار نباشم!

بال وپرم باش تا که مصلوب این روزگار نگردم!

همدمم باش تا که تنهای روزگارنباشم!

کنارم بمان تا که بی کس روزگار نگردم!

مهربانم بمان،تا به دنبال روزگارنامهربان نباشم!

عاشقم بمان تا عاشق این روزگار پست وبی حیا نگردم

وخدایم باش تا بنده این روزگار نباشم!

کلمات کلیدی : خدایم ، روزگار ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: جمعه 28 خرداد 1395 17:35

اگه بهتون بگن سه روز دیگه ازاین دنیا میرید         

چکار میکردین تو این سه روز؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

     
                
        عزیزان منتظر جوابتونم امیدوارم جواب های مناسبی رو بگین


نویسنده :فاطمه
تاریخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 16:23
سه نفر جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که بر اساس آزمایشات انجام شده به بیماری های لاعلاجی مبتلا شده اند به صورتی که دیگر امیدی به ادامه زندگی برای آنها وجود ندارد .در آینده ای نزدیک عمرشان به پایان می رسد .آنها داشتند در این باره صحبت می کردند که می خواهند باقیمانده عمرشان را چه کار کنند . 
نفر اول گفت :....
 « من در زندگی ام همیشه مشغول کسب و تجارت بوده ام و حالا که نگاه می کنم حتی یک روز از زندگی ام را به تفریح و استراحت نپرداخته ام . اما حالا که متوجه شده ام بیش از چند روزی از عمرم باقی نمانده می خواهم تمام ثروتم را در این چند روز خرج کامجویی و لذت از دنیا کنم. 
می خواهم جاهایی بروم که یک عمر خیال رفتنش را داشتم . چیزهایی را بپوشم که دلم می خواسته اما نپوشیده ام . کارهایی انجام دهم که به علت مشغله زیاد انجام نداده ام و چیزهایی بخورم که تا به حال نخورده ام .» 

نفر دوم می گوید : « من نیز یک عمر درگیر تجارت بوده ام و از اطرافیانم غافل بوده ام . 
اولین کاری که می کنم اینست که می روم سراغ پدر و مادرم و آنها را به خانه ام می آورم تا این چند روز را در کنار آنها و همراه با همسر و فرزندانم سپری کنم . در این چند روز می خواهم به تمام دوستان و فامیلم سر بزنم و از بودن با آنها لذت ببرم . در این چند روز باقی مانده می خواهم نصف ثروتم را صرف کارهای خیر خواهانه و عام المنفعه بکنم . و نیمی دیگر را برای خانواده ام بگذارم تا پس از مرگ من دچار مشکلات مالی نشوند .» 

نفر سوم با شنیدن سخنان دو نفر اول لحظه ای ساکت ماند و اندیشید و سپس گفت : 
« من مثل شما هنوز نا امید نشده ام و امیدم را از زندگی از دست نداده ام . من می خواهم سالهای سال عمر کنم و از زنده بودنم لذت ببرم اولین کاری که من می خواهم انجام بدهم اینست که دکترم را عوض کنم می خواهم سراغ دکترهای با تجربه تر بروم من می خواهم زنده بمانم و زنده می مانم .

کلمات کلیدی : امید ، زندگی ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: شنبه 22 خرداد 1395 16:35

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

   

                                                 

              دوستان عزیز نظرتون در مورد این اتفاق چیه؟؟؟؟؟؟؟؟



                                                                                       

                                                   ادامه مطلب....


کلمات کلیدی : شب اول قبر ، دختر ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: پنجشنبه 20 خرداد 1395 14:19


نویسنده :فاطمه
تاریخ: دوشنبه 17 خرداد 1395 21:44
عمر می گذرد و چاره‌ای نیست
وقت تنگ است و كوله‌ای نیست
توشه مهم است و چنته خالی است
بارلها
میدانیم بهشت و جهنم و حساب و كتابت حق است
اما افسوس كه فقط دانستن كفایت نمی كند
میدانیم نباید گناه كرد و باز هم غرق گناهیم 
میدانیم جزای كار خیر چیست و باز هم حیرانیم
میدانیم دروغ ، غیبت ، تهمت و ... نزد تو ناخوشایند است
و باز در پرونده روزانه‌مان موج میزند دروغ ، غیبت و هر آنچه نزد تو ناخشنود است
خداوندا
بیدارمان كن
كه بیداری نیاز و هوشیاری لازمه ادامه راهست
بیدارمان كن كه خود را بسازیم و دست از غیر برداریم
هوشیارمان كن كه از تو دور نگردیم و به تاریكی نیفتیم
آگاهمان كن تا از رنج سفر غافل نباشیم
یا الهی 
ای عزیز هر دو عالم
ما محتاج و نیازمندیم و تو از ما بی نیاز
ما درمانده و عاجزیم و تو پروردگار
ما جز رو سیاهی جز ندامت جز افسوس چه داریم
یا الهی 
ای مهربانترین مهربانان
ما را هدایت كن آنچنانكه تو بدان راضی و خشنودی

کلمات کلیدی : الهی ، مناجات ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1395 20:38

کلمات کلیدی : ماه رمضان ، ماه خدا ،
نویسنده :فاطمه
تاریخ: یکشنبه 15 فروردین 1395 21:44
چهار نوع نماز عاشقانه
امام حسین علیه السلام نماز به راستى به صورت بى نظیرى به پا داشت به گونه اى كه مخصوص او بود و نه دیگرى ، در شبانه روز جاودانه عاشورا آن حضرت چهار نوع نماز خواند.
1- نماز وداع و آن نمازى بود كه شب عاشورا پس از به تاخیر افكندن پیكار و مهلت خواستنش از دشمن به پا داشت .
2- نماز نیمروزى كه به صورت نماز خوف به سبك ویژه اى جز نمازهاى خوفى كه در منزلگاه ((عسفان )) و ((ذات )) و ((بطن النخل )) خواند، به پا داشت كه در آن برخى از یاران پاكباخته اش هدف تیرهاى دشمن كینه توز و تجاوزكار قرار گرفته ، به شهادت رسیدند.
3- روح و جان نماز را با آوردن اسرار و افعال و چگونگى و كلمات آن به صورت تمام عیار به پا داشت .
4- و نماز مخصوصى كه تكبیره الاحرام ، قرائت ، قیام ، ركوع ، سجود، تشهد و سلام ویژه اى داشت . نمازى كه تكبیر آن را به هنگام فرود آمدن از مركب سر داد و قیام آن را به هنگامى كه پس از افتادن بر خاك به روى پاى خویش ‍ ایستاد به جا آورد و ركوع آن را به هنگامى كه از شدت زخم و خونریزى بر خاك مى افتاد و برمى خاست انجام داد و قنوت آن را با آخرین دعاى روح بخش و آخرین نیایش ملكوتى اش در واپسین دقایق زندگى زمزمه كرد كه : ((خداى من ! اى خدایى كه مقامت بس والا و بلند مرتبه است و خشم و غضبت بر بیدادگران بسیار شدید، نیرویت از هر نیرویى بالاتر است . اى خدایى كه از تمامى مخلوقات بى نیازى و در كبریا و عظمت فراگیر و به آنچه بخواهى توانا. بار خدایا! ما خاندان و فرزندان پیامبر محبوب و برگزیده تو هستیم كه اینان با ما از راه فریب و حیله وارد شدند و دست از یارى ما كشیدند و ما را كه براى حق و عدالت به پا خاستیم به شهادت رساندند.))

و سجده آن را با نهادن چهره پر فروغش بر خاك گلگون كربلا انجام داد و تشهد و سلام آن را با خروج روح بلندش از پیكر غرق به خونش ادا كرد و بالاخره سر از سجده نماز برداشتن را، با اوج گرفتن سربریده اش بر فراز نیزه ها و تعقیب نمازش را هم با برخى دعاها و اذكار و سوره مباركه كهف كه از فراز نیزه ها تلاوت كرده ، به گوش ها مى رساند.

برگرفته از سایت لیله القدر


کلمات کلیدی : نماز ، سجده ، فرزندان پیامبر ،
تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5
دوستان
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


.


فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم






























کد ِکج شدَنِ تَصآویر

\



رویای تنهایی (وبلاک بیان )

کد چرخش عکس


دانلود آهنگ

تغییر شکل موس